هفت شنبه 80
به نام نامی دوست
سلام بر یاران همراه
جمعه
تماشای جنگ نوروزی 90 ارائه شده در شبکه خانگی با اجرای رضا رشید پور و حضور هنرمندان مشهور کشور .

و ویژه برنامه راز با نام : بار دیگر مرتضی با حضور اسطوره ای به نام یوسفعلی میر شکاک .

شنبه
روز میلاد خداوندگار عشق زینب کبری سلام ا... علیها .
پیر ما دخت علی مرتضی ست خانقاه ما زمین کربلاست
حضور در دانشگاه و کلاسی که به دلایلی فراموش ناشدنی شد .
و حضور در مراسم بزرگداشت سید شهیدان اهل قلم با نام : راه آسمان .

و لیگ انگلستان : منچستر یونایتد 2 – 0 فولام .

و لیگ اسپانیا : بارسلونا 3 – 1 آلمریا .

و در نهایت خبر انتصاب حمید بقایی به سمت معاونت اجرایی رئیس جمهور . متاسفانه به نظر می رسد پیشروی این شخص ، که بدل مشایی به نظر می رسد ، در عرصه سیاست ادامه خواهد داشت . خدا به خیر بگذراند .

یکشنبه
سالروز شهادت امیر عشق و شجاعت ، علی صیاد شیرازی .
و مطالعه کتاب ما را به کجا می برند ؟ حاوی نظرات شهید آوینی درباره ماهیت و جوهر رسانه .

دو دیدار در لیگ ایران :
ذوب آهن 0 – 3 پرسپولیس .

استقلال 1 – 2 تراکتور سازی .

و لیگ ایتالیا :
فیورنتینا 1 – 2 میلان .

دوشنبه
برای بدرقه دوست عزیزی که در شرف بازگشت به فرنگستان بود راهی کافی شاپ و رستوران ملوس برگر شدیم .

سه شنبه
برای دستبوسی و البته صرف شام ! راهی منزل والدین گرامی شدیم .
و لیگ قهرمانان اروپا :
منچستر یونایتد 2 – 1 چلسی .

شاختار دونتسک 0 – 1 بارسلونا .

چهارشنبه
یک روز سنگین در دانشگاه از 8 صبح تا 7 شب .
و در ادامه حضور در مراسم عروسی دو دوست عزیز از اعضای موسسه که به دلایل شخصی حضوری کوتاه مدت بود .
و ادامه لیگ قهرمانان اروپا :
تاتنهام 0 – 1 رئال مادرید .

شالکه 2 – 1 اینتر میلان .

پنجشنبه
ادامه لیگ ایران :
استقلال 1 – 0 راه آهن .

و تماشای فیلم پسر آدم ، دختر حوا به همراه پشت صحنه در منزل .

و پذیرای دوستان عزیز بودیم برای شب نشینی ای دوستانه .
و برنامه راز با حضور حجه الاسلام قائم مقامی و مهدی نصیری .


و برنامه دیروز امروز فردا با حضور مهندس فتاح و دکتر نجابت .


جمله هفته :
خوش بین و بد بین هر دو برای جامعه لازم اند ، یکی هواپیما را اختراع می کند و دیگری چتر نجات را .
فرانسوا دوک لاروشفوکو – نویسنده و فیلسوف فرانسوی
و شعر برگزیده هفته :
شب رفتن
در آن شبی که برای همیشه می رفتی
در آن شب پیوند
طنین خنده من سقف خانه را برداشت :
کدام ترس تو را این چنین عجولانه
به دام بسته تسلیم تن
فرو غلتاند ؟
و خنده ها نه مقطع ،
که آبشاری بود
و خنده ؟
خنده نه ؟
قهقاه گریه واری بود
که چشم های مرا در زلال اشک نشاند
و من
به آن کسی
کز انهدام درختان باغ می آمد
سلام می کردم
سلام مضطربم در هوا معلق ماند
و چشم های مرا در زلال اشک نشاند ...
- ... تارهایی - حمید مصدق

باقی بقای دوست