هفت شنبه 2

جمعه
اين بار جمعه روز خوبي بود !
بعد از ظهر قراري داشتيم با يكي از استادان سابق زبان انگليسي ام كه بنده و بانوي محترمه را براي ديدن تئاتري دعوت كرده بود : خنكاي ختم خاطره ... 

 حقيقتا شاهكار بود . كاري به كارگرداني حميد دهقان و قصه اي كاملا متفاوت در حوزه مسائل اجتماعي مترتب بر دفاع مقدس . عزيزي كه ما را دعوت كرده بود از اقوام هنگامه قاضياني بود و طنز تلخ قضيه جايي بود كه با بازيهاي عالي علي سرابي و حميد آذنگ ، خانم قاضياني فروغ چنداني نداشتند
ضمنا شب خبر بامزه اي دريافت كردم : باراك حسين اوباما برنده نوبل صلح جهاني شد ! بامزه از آن جهت كه بنده فكر مي كنم كساني شايسته تر از وي نيز بودند چون وي كسي بود كه براي حفظ منافع روابط با چين ، ديدار ساليانه و سنتي دالايي لاما با رييس جمهور ايالات متحده را لغو كرد ، بگذريم ...

شنبه
نكته جالب امروز اين بود كه براي يكي از معدود دفعات ، بنده از مرخصي استعلاجي استفاده نمودم ! ضمنا در اين
روز به جمع دارندگان
 ADSL+2
اضافه شديم
شب نيز در جمع رفقاي با مهري كلاسي دل انگيز داشتم
يكشنبه
نكته تعجب بر انگيز امروز اين بود كه براي اولين بار ديدم شركتي داخلي تماس گرفت و از كيفيت سرويس راه اندازي و نوع برخورد پرسنلش سوال كرد . پس براي تبليغ هم كه شده شركت شاتل را معرفي مي كنم ! در ورزش نيز روز كم فروغي بود و پرسپوليس در خوزستان برابر فولاد متوقف شد و برزيل نيز در لاپاز از بوليوي شكست خورد .
چقدر مرتبط بود
دوشنبه
امروز براي كاري اول به كتابخانه خانه سينما رفتم و سپس عازم كتابخانه حوزه هنري شدم و همانجا نهايت حسن استفاده را از اينترنت نمودم و مطلب روز حافظ را روي وبلاگ گذاشتم .
سپس همراه دوستي به اولين پيتزا فروشي تهران رفتيم : پيتزا داود .

 

 

 جايي كه شايد از روز افتتاح تا به حال تعمير يا نظافت نشده اما مشتريان سانتي مانتال فراواني دارد ! آخر شب نيز براي تمدد اعصاب به سرسره آبي سام مشرف شديم كه در كيفيتش همين بس كه فقط 2 مشتري داشت كه جنابان ما بوديم! ضمنا امروز در مجلس بحث بر سر تصويب لايحه هدفمند كردن يارانه ها و اصلاح سيستم اقتصادي بود كه بحثي سنگين و نيازمند فرصت و تحليل بيشتر است .
سه شنبه
نكته عجيب اين بود كه بالاخره فرصتي دست داد تا سر مبارك را به استاد سلماني بسپاريم ! خبر مهم امروز نيز تقاضاي پناهندگي نرگس كلهر دختر مهدي كلهر مشاور و يكي از ياران نزذيك محمود احمدي نژاد بود كه سر و صداي فراواني به پا كرد و متاسفانه منجر به كالبد شكافي مسائل خصوصي زندگي وي شد و در آخر نيز معلوم نشد وي و همسرش رسما از هم جدا شده اند يا خير ؟ وا... العالم
چهارشنبه
امروز در سوگ رييس مذهب خويش بوديم و تنها كار قابل ذكر آماده كردن مطلبي در اين زمينه براي وبلاك بود . اميد كه مقبول افتد
پنجشنبه
امروز از كلاس زبان كه برگشتم ديدم دوست عزيزي از فرنگستان برگشته و ما را غرق سوغاتات ! خود نموده
ممنونم از ... ضمنا فرصتي دست داد تا فيلم ديدار شعرا با رهبري در 3 سال گذشته را ببينيم و از بدايع دوستان لذت ببريم در نهایت صعود مشقت بار آرژانتین بود که با هدایت مارادونای افسانه ای سرانجام راهی جام جهانی شد !

 

 


زياده عرضي نيست تا هفته بعد
به اميد او

 

 

بسم من هو الظاهر في بطونه


فصي و فصلي در عرض ارادت به پيشگاه حضرت قرآن ناطق ، مبين المشكلات و الحقائق
جناب ابوعبدا.. جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام


دوستان ! داغ از دست دادن اين منبع علم و فيض را فراغتي نشايد
پس اندكي از توشه برگرفته از اين فيض الهي را سرفصل وار مي گذرانيم


در توحيد مي فرمايد : هرچيزي كه شما در ذهن خود بپروريد باز مخلوق و ساخته ذهن خود شماست و به سوي خودتان بازگشت دارد و همانند خودتان است ، شايد مورچه گمان كند كه خداوند دو شاخك دارد زيرا براي مورچه داشتن شاخك كمال است و نداشتن آن را عيب مي داند و چنين است حال كساني كه خداوند متعال را توصيف مي كنند و آنان نيز خداوند را با خود مقايسه مي كنند


فاعتبروا يا اولي الابصار


مالك بن انس - معروف حضور دوستان كه هست ؟!- مي گويد : سالي همراه ايشان
در سفر حج بودم و در هنگام لبيك گفتن حجاج سكوت و انقلاب حال ايشان را ديدم و علت
را پرسيدم . فرمودند : چگونه جسارت كنم و بگويم لبيك اللهم لبيك ؟! و حال آنكه
مي ترسم خداوند عز و جل پاسخ دهد : لا لبيك و لا سعديك


اعوذ و استجير بالله


عارف رباني عبد الرزاق قاساني در تاويلاتش مي گويد : روزي در هنگام نماز ناگاه جناب ايشان بر زمين افتادند . علت را پرسيدند . فرمودند : پيوسته آيه را تكرار
مي كردم تا آن را از گوينده اش شنيدم
اللهم الرزقنا
و نيز در موسم حج فرمودند : ما اكثر الضجيج و العجيج و اقل الحجيج


نيازي به ترجمه هست؟!


و در پايان نكته اي لطيف از بحر نكات علوم ايشان نقل مي كنيم


شخصي در معيت ايشان بود و سوالاتي مي پرسيد تا به بازار مسگرها رسيدند
آن شخص پرسيد : مس چيست ؟ حضرت فرمودند :نقره فاسد شده است و دوايي دارد كه چون به آن زنند نقره خالص گردد
و جالب اينكه مترجم آلماني كتاب از آن شخص بسيار گله مند است كه چرا نپرسيد دواي آن چيست؟!


سخن به درازا كشيد دوستان براي تحقيق بيشتر مي توانند به منابع فراواني كه از معارف رئيس مذهب ما موجود است مراجعه كنند از جمله منتهي الآمال ، فضائل و سيره چهارده معصوم در آثار علامه حسن زاده آملي و نيز كتاب شريف اسرا آل محمد عليهم السلام.
دوستاني هم كه مثل ينده چندان حس و حالي براي مطالعه ندارند ! چندان ناراحت نباشند
در نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال امسال نرم افزاري ارائه شده بود كه بخشهاي مهم كتاب عظيم الشان شبهاي پيشاور را به صورت فايلهاي صوتي مناظره ارائه مي داد


دوستان ! اندكي غيرت به خرج دهيم و صاحبمان را با تهذيب و تحصيل معارف ياري دهيم تا پس از آن جرات به خرج دهيم و از حضرتش بخواهيم :

يا ابانا استغفر لنا انا كنا خاطئين

 

یا حافظ

به نام نامی دوست

دوستان امروز روز بزرگیست

روز بزرگداشت حضرت حافظ که در وصفش فرموده اند :

آنکه در فهم حقیقت در جهان ممتاز بود     خواجه شمس الدین محمد حافظ شیراز بود

در توصیف مقام وی زبان الکنی دارم پس فقط یاد آور میشوم شخصیتی چون شیخ رجبعلی خیاط

گفته است : هر جا که در عرفان پا نهادم جای پای خافظ را دیدم

و این عجیب نیست از مردی که معتقد است :   هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

و نیز در زمانه گرفتاری میگوید : مگر به روی دلارای یار ما ور نه    به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید

دوستانی که از خواص کلمه وجه آگاهند ( همان وجهی که کل شی هالک الا وجهه ) نکته را گرفتند .

 

 

 

و اکنون که این روز بزرگ در تقارنی مبارک مقارن با ولادت کریمه اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته است

غزلی از حافظ را - که حافظ هویت تاریخی و دینی ما ست - تقدیم دوستان میکنم

غزلی که من باب پیشکشی به بارگاه سلطان انس و جن ۸ بیت دارد وخود خلاصه تمام عرفان ومعارف

اهل دل است :

دلم رمیده لولی وشی ست شور انگیز                                دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز

فدای پیرهن چاک ماهرویان باد                                          هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد                               که تا ز خال تو خاکم شود عبیر آمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی                            بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر                                      به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی                                که جز ولای تو ام نیست هیچ دستاویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت                                 که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست                           تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

موید باشید

التماس دعا

7 شنبه

به نام او


دوستان سلام
شرمنده از تاخير چند روزه

 
اول نكته اي را روشن كنم قرار بر اين است كه ان شاءا... اخلاص و تكليف مداري را
فراموش نكنم بنا براين در اين وبلاگ يك سري دلنوشته ها قرار ميگيرد به همراه مطالبي كه با دانايي ناقصم فكر مي كنم بايد بگويم و فرقي ندارد يك نفر خواهد خواند يا صد هزارنفر
آن  كه بايد بخواند  ميخواند و آن كه بايد بداند ميداند
به قول نمايشنامه مرگ يزدگرد : باشد تا آيندگان در باره ما قضاوت كنند

اما اين نوشته ها كه به فضل الهي دنباله دار خواهد بود 7 شنبه نام دارد و اتفاقات مهم سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ورزشي هفته را باز نگري خواهد كرد البته از يك منظر شخصي و خاطره نگارانه
و به همراه آن بخشي از خاطرات شخصي كه قابليت و لزوم عمومي شدن را دارا باشند  نيز نگاشته خواهد شد

اما اولين 7 شنبه

جمعه
امروز اوايل روز يكي از فيلمهاي شبكه ويدئوئي خانگي را ديدم . فيلمي كه چند ماه پيش اكران عمومي محدودي

 

 داشت. فيلمي به نام : گناه من

 

اين فيلم تقريبا در ژانر فيلمهاي خاص و به دور از مولفه هاي سينماي عامه پسند قرار ميگيرد
در اين درام شهري پسر جواني از طبقات متوسط و رو به پايين جامعه پس از آنكه در يك كنش بي مقدمه دختر جواني را از خودكشي مي رهاند رابطه اي خاص را با او بنا مي سازد و اين خود سبب ساز دلباختگي دختر كه خانواده اي متلاشي  دارد ، ميگردد در ادامه ... در ادامه 1500 تومان تقبل بفرماييد و بقيه داستان را دنبال كنيد كه ما مديون تهيه كننده نشويم ! نهايتا ميشود گفت اين فيلم كه نقش هاي اصلي آن را
حميد گودرزي و نيوشا ضيغمي بر عهده دارند ، ارزش يك بار ديدن را دارد
اتفاق اصلي بعد از ظهر جمعه دربي پايتخت بين استقلال و پرسپوليس بود كه بي هيچ واقعه غير قابل پيش بيني اي با نتيجه 1 - 1 به پايان رسيد و تنها نكته جالب آن همصدايي تماشاگران قرمز و آبي در سر دادن يك شعار بود :

 

 

 تباني   

 

راستي امروز دو خبر ورزشي مهم نيز داشت : يكي پيروزي ريودوژانيرو در رقابت با شيكاگو و به دست آوردن ميزباني بازيهاي المپيك تابستاني سال 2016
خبر بعدي قهرماني نوجوانان بسكتباليست ايراني در مسابقات قهرماني كشور هاي غرب آسيا بود
اما غروب جمعه نيز براي ما دلنشين بود . به همراه استاد عزيزم و يكي از دوستان به سينمايي رفتيم كه تا دو - سال پيش بهترين سينماي تهران بود : سينما فرهنگ
فيلم ترديد دومين ساخته واروژ كريم مسيحي بعد از 20 سال بود كه از روي نمايشنامه جاوداني شكسپير يعني

 

هاملت اقتباس شده است

 

در اين مقال سر بررسي موشكافانه و نقد تخصصي اثر را نداريم اما تنها عرض ميكنيم با اثري چند بعدي و چند لايه روبرو خواهيد بود كه دغدغه هاي ازلي - ابدي بشر را در قالبي نوين پيگيري مي نمايد . نكات درخور توجه زيادي در اين فيلم وجود دارد كه ما تنها به فيلمبرداري استادانه آن اشاره مي كنيم كه شما را حس پرواز مي بخشد و گويي هيچ ستون و ديوار و سقفي جلو دار اين پرواز خلاقانه نخواهد بود
نكته بعدي بازيهاي شگفت انگيز اين اثر بود كه لايه هاي تازه اي از توانايي هاي بازيگران آن را اثبات كرد كساني چون : بهرام رادان ، ترانه عليدوستي ، محمد مطيع
و
عليرضا شجاع نوري
سپس به دعوت دوستان شام نيز در تالار پذيرايي بانك مسكن صرف شد
جاي دوستان خالي
محرمانه : دور از چشم شريك زندگي راقم اين سطور به اطلاع دوستان مي رسانم كه صبحانه نيز پس از يك تماس صبحگاهي توسط سرويس رايگان طباخي محترم به منزل حقير فرستاده و در چشم بر هم نهادني ناپديد شد


شنبه


امروز چندان خبر خاصي نبود جز آْنكه با حكم رييس جديد سازمان تربيت بدني
حبيب كاشاني با حكم سرپرست موقت به پرسپوليس برگشت و ديگر سخن آنكه پس از مدتي مديد مقاومت ، جنگ مغلوبه شد و به اصرار و در واقع دستور وزير امور داخله
براي پيگيري برخي مشكلات به ملاقات جناب دكتر محترم شرفياب شديم


يكشنبه


خبر خاصي نيست جز دعا به جان دوستان
و اولين شكست تيم كهكشاني رئال مادريد در لاليگا و در زمين سويا
تبريك به دوستان طرفدار بارسا

دوشنبه


امروز تيم واليبال بزرگسالان ايران در آخرين مرحله شگفت آفريني هاي خود متوقف شدند و ديدار نهايي را به ژاپن واگذار كردند ولي در نهايت اولين بار در تاريخ مدال نقره بازيهاي قهرماني آسيا را دشت كردند 

 

 

 

شب نيز در معيت دوستان به ميعادگاه تئاترشهر شتافتيم تا شاهد برداشت نادر برهاني مرند باشيم از نمايشنامه اي از فردريش دورنمات و ترجمه استاد حميد سمندريان : رومولوس كبير

 


 

كار گرچه آغازي ملال آور داشت اما در ادامه چنان كوبنده مشغول درهم شكستن قالبهاي ذهني مخاطب از فلسفله قدرت و ساختار شناسي دگرديسي هاي سياسي شد كه مجال تنفس را از وي مي گرفت
به همراه دو بازي درخشان از سيامك صفري و پيام دهكردي
به دوستان توصيه مي كنم فرصت ديدار اين اثر رار از دست ندهند
در ادامه معرفي رستورانها و فست فودهاي شهر ! سوپر استار شعبه پارك ملت را به دوستان معرفي مي كنم - باور كنيد مبلغي براي تبليغات به جيب بنده واريز نشده - تنها
نيت بنده معرفي فضاهاي شاد براي زوجهاي جوان است


سه شنبه


بالاخره گوش شيطان كر پرسپوليس بعد از مدتها اولين برد را دشت كرد و 4 بر 2 مقاومت سپاسي را شكست داد تا حبيب كاشاني در اقدامي تامل برانگيز اين پيروزي را به
عباس انصاري فرد مدير عامل استعفا داده شده ! اين تيم تقديم كند
ناگفته نماند به لطف خدا امروز حكمي مبني بر ارتقاء شغلي دريافت كردم


چهارشنبه


تنها خبر جالب توجه امروز حضور با تاخير اينجانب در بازي هفتگي فوتسال دوستان بود
البته اگر سياسي بازي تلقي نشود سفر رهبري به شهرهاي چالوس و نوشهر نيز قابل توجه بود           ضمنا امروز عزیزی از سفر دیار فرنگ به سلامت بازگشت و ما را خوشحال کرد  

 


پنجشنبه


امروز روز اول ترم جديد كلاس زبان انگليسي در آموزشگاه فخيمه معرفت بود و پس از آن ديدار از سومين نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال در برنامه ما بود كه لحظاتي دلنشين و آموزنده را براي ما رقم زد خصوصا گپی دوستانه با وحید جلیلی سردبیر نشریه راه . البته بگذريم كه حلقه به هم فشرده شده محافظان دبير محترم مجمع تشخيص مصلحت امكان گفتگوي چالشي را از ما گرفت

 

 

اين هفنه با صرف شام در رستوران نقش جهان خاتمه يافت
تكمله : دوستان باور كنيد نه كدبانوگري عيال محترم نقصاني دارد نه طعم مطبوخات ايشان
و تنها برنامه فشرده ما باعث اين تور رستورانگردي شد
در پايان عارض شوم كه هر هفته حكمتي از نهج البلاغه و يك بيت شعر حكمت آموز و نيز سخناني از مشاهير تضمين كننده نوشته ها ما خواهد بود


سخن قصار شماره 410

الحلم عشيره


يعني بردباري چنان شخصيت مردمي و اخلاق محوري از شما مي سازد كه همه گرداگرد شما جمع خواهند شد


آلبرت اينشتشن :
عشق مانند ساعت شني مي ماند در همان لحظه كه قلب شما را پر مي كند ، مغز شما را خالي مي سازد


گرم است آفتاب قيامت وليك نيست 

  سوزنده تر ز سايه ديوار انتظار

یا علی مدد

-دوستاني که تمايل به خواندن اين مطلب دارند لطفا قبل از آن مطلب ( و اينک ميدان قلم ... ) را مطالعه فرمايند و همچنان باب این گفتگو باز است و دوستان می توانند از طرفین هرکدام از دو طرف بحث را ادامه دهند البته با رعایت ادب که تنها خط قرمز ماست .

الف : ولي واقعا امروز استاد رس بچه ها رو كشيد
ب : راست ميگي فعلا در رو ببند زودتر راه بيفتيم
الف : ببينم اين عكس چيه چسبوندي رو شيشه ؟
ب : تذكر آئين نامه اي نده لطفا يه گوشه و با اين اندازه جلوي ديد رو نميگيره
الف : منظورم صاحب عكسه
ب : آهان تو هم ميخواي به من بگي چون عكس رهبر رو چسبوندم روي شيشه ماشين از اون مخ شستشو داده شده ها هستم و ...
الف : نه بابا تو كه من رو ميشناسي اهل اتكيت زدن به آدمها نيستم فقط فكر ميكردم
با قضاياي اخير يه چيزهايي برات روشن شده
ب : مثلا اينكه ايشون ديكتاتوره و تمام خشونتها به دست ايشونه و ... بابا يعني بنده هم بايد بعد از دستغيب و نوري زاد به جرگه توابين ! بپيوندم ؟
الف : چرا شلوغش مي كني من كي اينجوري حرف زدم ؟ حالا كه گفتي بذار دستغيب رو بگم . مگه طبق قانون اساسي وظيفه خبرگان نظارت بر حسن انجام وظايف رهبري نيست ؟ پس چرا اين بدبخت دو تا كلمه انتقاد كرد اين همه كيهان و جوان و وطن امروز جنجال كردند ؟
ب : اولا خود ايشون به بقيه گفتند جنجال نكنند و از خبرگان خواهش كردند طرح بررسي مجدد صلاحيت دستغيب كه فقط 20 امضا لازم داشت و براش 26 امضا جمع شده بود از دستور خارج كنند ،ثانيا حرفهاي آقاي دستغيب بيشتر بوي توهين ميداد تا انتقاد ، ثالثا شما كه به دموكراسي معتقدي چرا نميگي اكثريت قاطع خبرگان از رهبري تقدير كردند ؟ حتما هركي مثل مرجع تقليد شما از نظام بد نگه ميشه جيره خور حكومت . راجع به دستغيب هم البته ميدونم چي ميخواي بگي اما اگه اينكار رهبر حتي براي ظاهر سازي باشه در ادبيات سياسي اسمش اخلاق سياسيه . از اين گذشته من خودم خيلي جاها به كيهان و بقيه روزنامه هاي اصولگرا انتقاد دارم . اصلا مشكل تو با  ايشون چيه ؟
الف : ببين من هيچ مشكلي با شخص ايشون ندارم چون اصلا از خصوصيات شخصي ايشون اطلاعي ندارم اما حرفم اينه تو اداره كشور خوب عمل نكردند
ب :يعني جدا توقع داشتي تو كشوري كه اصولگرا و اصلاح طلبش عليرغم تعارفاتشون از رهبري حرف شنوي ندارن بهتر از اين مديريت بحران انجام بشه ؟ واقعا تو دنيا كدوم رهبر حكومتي اينقدر از خودش هزينه ميكنه ؟ و انقدر از به ظاهر طرفداران خودش انتقاد ميكنه ؟
الف : مثلا ؟
ب : مثلا مگه ايشون حادثه كوي دانشگاه رو محكوم نكردند و گفتند اگر به اسم حمايت از رهبري هم باشه ديگه بدتر
كي بود براي اولين بار به مسولين دستور پيگيري قضاياي كهريزك رو داد ؟ البته اگه بخواي تحت پارادايم انكار صداقت كلي حكومت بحث كني و تمام حركات نظام رو همنوا با آمريكا و اسرائيل فريبكارانه بدوني باب بحث خود به خود بسته ميشه
الف : بابا انقدر تيكه ننداز . من اگه از ادوار تحكيمي ها جدا شدم به خاطر اين بود كه نمي خواستم مثل بعضي هاشون دچار تصلب شرايين فكري بشم اما مگه نخونديم كه وقتي سيستمي جواب نده مسوليتش با مديريشه ؟
ب : خوش انصاف كدوم مدير ؟ مديري كه نيروهاش از شدت علاقه بهش اگه بگه ماست سياهه ميگن سياهه اما اين همه فرياد ميزنه اعتدال ، جنبش نرم افزاري ، توليد علم و هزار تا راهبرد ديگه اما كسي گوشش بدهكار نيست  . نميخوام مقايسه كنم چون اصلا قابل قياس نيست اما تو اين قضاياي اخير ياد روايتي افتادم كه حضرت صادق به كسي كه خيلي ادعاي محبت داشت امر به ورود به تنور فرمود و طرف گرخيد مشكل اينه عزيزم        او سر سپرده مي خواست      ما دل سپرده بوديم
الف :در هر حال تو  خودت رو بذار جاي همين رفقاي ما ببين وقتي هزارتا مشكل تو مملكت هست و هيچ آينده روشني متصور نيست به زمين و زمان مشكوك نميشي ؟
ب : يادته داشتيم فيلم اعتراض رو با هم ميديديم يه جا زدم بهت گفتم اين جمله يادت بمونه ، فروتن ميگفت : اجراي بد يه عقيده دليل بر بد بودن اون عقيده نيست
الف : بابا تو هنوز هم كه كيميايي بازي ! خارج از شوخي فكر كنم بايد پروژه مون رو با موضوعي حول و حوش همين قضايا برداريم و انقلاب رو نظام رو ريشه اي بررسي كنيم و كاركردهاش رو ببينيم و آسيب شناسيش رو مو به مو انجام بديم كي ميدونه شايد من هم مدافع نظام شدم البته الان هم ضدنظام نيستم فقط يه دنيا سوال دارم
ب : ببين خوشم مياد هنوز هم هر كاري رو ريشه اي شروع ميكني من هم پايه ام و بدون كه دچار دگم نيستم مثلا ديروز يكي از بچه ها به رهبر ميتوپيد كه چرا همه پيشرفتهاي ايران رو پاي نظام مينويسه و مثلا اينكه اگه الان شاه هم بود بالاخره تعداد دانشجوها زيادتر ميشد و هزارتا چيز ديگه كه نشون ميده نظام نبايد همه پيشرفتها رو مصادره به مطلوب كنه
الف : خوب خداييش اين حرف منطقي نيست ؟
ب : چرا عزيزم البته به جز فحشهايي كه ميداد و تنها بخش حرفهاش بود كه نتونستم جواب بدم
الف : حالا چه جوابي دادي ؟
ب : هيچي گفتم اصل حرفت درسته و بخشي از پيشرفتها جبر تاريخه ولي انصافا سير تاريخ رو در نظر بگير واقعا با اون حجم مستشارها و مهندساي خارجي كه تو ايران بودند و با اينكه از ما حق توحش ميگرفتن فقط به ما ماهي ميدان نه آموزش ماهيگيري ميشد به فاصله 30 سال از عجز دز توليد سيم خاردار به ماهواره و دانش سلولهاي بنيادي و انرزي هسته اي و اين همه مدال تو المپيادهاي جهاني رسيد ؟
الف : كدوم مدالها ؟ آهان همونها كه هر كي گرفت فرار مغزها كرد ؟ فعلا بي خيال بابا حواست باشه از كوچه ما رد نشي آروم ...آروم آهان همينجا وايسا راستي شب برنامه چيه ؟
ب : هيچي ديگه ساعت 9 ميزنگم بريم يه توپي بزنيم
الف : كجا ؟
ب : همون سالن پشت پارك
الف : باشه پس منتظر تماستم
ب : حتما فعلا كاري نداري ؟
الف : نه قربانت
ب : به پدرت خيلي سلام برسون
الف : حتما . ممنون . يا علي
ب : يا علي

انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و درست به همين دليل تنها عده قليلي مي انديشند .

هنري فورد ( آغاز گر عصر اتوموبيل )

جایگاه 36   (عاقلان دانند )

دوستان امشب شب مهميه ! خيلي مهم ! آخه ميگن فوتبال سياست نيست كه بشه باهاش شوخي كرد !

بابا اشتباه نكنين دربي رو ميگم .فردا دربي بزرگ پايتخته و همنسلان بنده خاطراتي زيادي از اين بازي - بازي ؟! - دارند . تيم محبوب آدم مثل عقايد سياسي پنهان كردني نيست و رفقا ميدونند بنده به رغم علاقه فراوان به رنگ زيباي آبي ، يك پرسپوليسي يك و نيم آتيشه هستم !

 يعني هم روي تيمم تعصب دارم هم آدم منطقي اي هستم براي همين آرزو ميكنم فردا هر دو تيم جوانمردانه بازي كنند چون اين بازي هم سه امتياز ... !

بگذريم از اين مزخرفات بنده همينجا با صداي نيمه بلند - چون خيلي مطمئن نيستم - آرزو ميكنم فردا هر تيمي بهتر بازي كرد ، پرسپوليس برنده بشه !
به ياد سالي كه دربي نداشتيم چون حريف در دسته سوم حاضر بود  !     

و اينك اين ميدان قلم ...

يا او
سلام بر دوستان و همراهان
نظر بر اين است كه مباحث سياسي اين وبلاگ - كه انشاءا... عميق و تحليلي خواهد بود - با رفتارشناسي شخصيتهاي سرشناس آغاز شود .

 اما نكات قابل ذكر در اين زمينه : اولا چارچوب مباحث خط قرمزهاي تعيين شده  قانون ، منافع نظام و از همه مهمتر آموزه هاي اخلاقي مي باشد . مستدعي ست دوستان با حفظ اين اصول ما را متسفيض و مست فيض مطالبشان بنمايند . نكته بعد اينكه از آنجا كه پيماني بسته شده تا خط و خطوط سياسي بر رفاقت ها و اخلاقيات حاكم بر روابط دوستان سايه نياندازد ، مباحث به صورت گفتگوي دو دوست كه بر پايه انسانيت و در چارچوب قوانين فعاليت مي كنند اما دچار دگماتيزم فكري نيستند ، مطرح ميشود . البته اين به معناي بي موضع بودن نويسنده نيست اما نشان ميدهد وي دربست در زنجير اعتقادات هيچ گروه و جريان سياسي نيست و ممكن است در هر بحثي بخشي از گفته هاي شخص الف و پاره اي از نظرات شخص ب را قبول داشته باشد
به اميد انديشه ورزي خلاقانه و متخلقانه دوستان
از گوشه اي برون آ اي كوكب هدايت ...

اول دفتر ...

سلام
دوستاني كه براي بار اول تشريف فرما ميشوند استحضار داشته باشند كه از اين پس به حول و قوه الهي در اين مكان
با مطالب متنوعي پذيرايشان خواهيم بود . زمينه هاي گوناگوني وجود دارد كه مي توانيم با هم تبادل عقايد نماييم .مشابه
آنچه در فهرست موضوعي وبلاگ مشخص شده است . دوستاني كه با بنده آشنايي دارند ، مي دانند سعي بر آن دارم در
هر مبحثي با ديد تحليلي وارد شوم پس توقع مطالب سطحي در سياسيات و اجتماعيات نداشته باشيد . اگر هم اعلام موضعي صورت بگيرد از حيث بازشناسايي مفاهيم خواهد بود نه لزوما باز تعريف مصاديق .سعي بر آن است دغدغه ها و
دلبستگي هايم را با دوستان قديم و همراهان جديد به اشتراك بگذارم تا سي مرغ پيدا شوند و با هم به سوي سيمرغ شدن
پر بكشيم .با دوستان پيمان مي بندم هر آنچه از خير و پاكي يافتم منحصر به خويشش ندانم تا حدي كه حتي كتابها و فيلهماي خوبي كه دركشان كنم را نيز از دوستان دريغ نمي دارم .براي اول كار دوستان را زياد خسته نمي كنم و چشم
به راه همدلي هايتان مي مانم
اينجا مكاني ست براي آناني كه مي خواهند از اين پس متفاوت باشند ، نه لزوما با ديگران بلكه با گذشته خويش...    

 

  

بسم ا... الرحمن الرحیم