هفت شنبه 89
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر او
جمعه
شکست 0 بر 1 پرسپولیس برابر ملوان اما قهرمانی در جام حذفی . به خودم تبریک می گویم !

و پیروزی 2 بر 1 تیم امید ایران در دیداری دوستانه برابر سوریه .

و برنامه هفت و بررسی فیلم جرم در جدال کلامی علی معلم و مسعود فراستی .

شنبه
گوش دادن به دو کتاب صوتی :
شرح حال سید علی قاضی
شب های پیشاور

یکشنبه
قبولی در امتحان اینترنتی کتاب برنده با تو . البته دوست عزیزی زحمت امتحان دادن به جای بنده را کشید !

دوشنبه
سالروز میلاد بخشنده ترین مظهر جود الهی .

برنامه متن – حاشیه با حضور سردار کوثری .
و طولانی ترین برنامه تاریخ 90 با مناظره غیر حضوری کاشانی و دایی که زحمت بیدار نگه داشتن ما تا اذان صبح را کشید !

سه شنبه
امتحان دوم : مبانی روش تحقیق .
چهارشنبه
ماه گرفتگی سراسری و خواندن نماز آیات .
دیدار شاعران آئینی با رهبر انقلاب .

و شنیدن آلبوم زندگی من با صدای بابک جهانبخش .

پنجشنبه
سالروز میلاد خدای روی زمین .

برای حضور در جشن موسسه آماده می شدم که خبر رسید به دلیل آماده نشدن مکان جدید موسسه مراسم لغو شد .
و شنیدن آلبوم انکار با صدای علیرضا موسوی .

برنامه راز با موضوع انحلال جهاد کشاورزی .

و برنامه دیروز امروز فردا با موضوع بررسی گشت امنیت اخلاقی .

جمله هفته :
چه لذت بخش است غیر ممکن ها را انجام دادن ...
والت دیسنی
حرف دل هفته :
د . د
شعر هفته :
دیگری در من
پشت این نقاب خنده ،
پشت این نگاه شاد
چهره خموش مرد دیگری ست !
مرد دیگری که سال های سال
در سکوت و انزوای محض
بی امید بی امید بی امید ،
زیسته ،
مرد دیگری که – پشت این نقاب خنده –
هر زمان ، به هر بهانه ،
با تمام قلب خود گریسته !
مرد دیگری نشسته ، پشت این نگاه شاد
مرد دیگری که روی شانه های خسته اش
کوهی از شکنجه های نارواست
مرد خسته ای که دیدگان او
قصه گوی غصه های بی صداست .
پشت این نقاب خنده ،
بانگ تازیانه می رسد به گوش :
صبر ! صبر !
صبر ! صبر !
وز شیارهای سرخ
خون تازه می چکد همیشه
روی گونه های این تکیده خموش !
مرد دیگری نشسته ، پشت این نقاب خنده ،
با نگاه غوطه ور میان اشک ،
با دل فشرده در میان مشت ،
خنجری شکسته در میان سینه !
خنجری نشسته در میان پشت !
کاش می شد ، این نگاه غوطه ور میان اشک را
بر جهان دیگری نثار کرد .
کاش می شد ، این دل فسرده
بی بها تر از تمام سکه های قلب را
زیر آسمان دیگری قمار کرد !
کاش می شد از میان این ستارگان کور
سوی کهکشان دیگری فرار کرد !
با که گویم این سخن ، که درد دیگری ست
از مصاف خود گریختن !
وین همه شرنگ گونه گونه را
مثل آب خوش ، به کام خویش ریختن .
ای کرانه های جاودانه ناپدید !
این شکسته صبور را
در کجا پناه می دهید ؟
ای شما ! که دل به گفته های من سپرده اید ؟
مرد دیگری ست ،
این که با شما به گفتگوست !
مرد دیگری که شعر های من
بازتاب ناله های نارسای اوست ! ...
دفتر شعر : از خاموشی – فریدون مشیری

باقی بقای او














































