الف : ولي واقعا امروز استاد رس بچه ها رو كشيد
ب : راست ميگي فعلا در رو ببند زودتر راه بيفتيم
الف : ببينم اين عكس چيه چسبوندي رو شيشه ؟
ب : تذكر آئين نامه اي نده لطفا يه گوشه و با اين اندازه جلوي ديد رو نميگيره
الف : منظورم صاحب عكسه
ب : آهان تو هم ميخواي به من بگي چون عكس رهبر رو چسبوندم روي شيشه ماشين از اون مخ شستشو داده شده ها هستم و ...
الف : نه بابا تو كه من رو ميشناسي اهل اتكيت زدن به آدمها نيستم فقط فكر ميكردم
با قضاياي اخير يه چيزهايي برات روشن شده
ب : مثلا اينكه ايشون ديكتاتوره و تمام خشونتها به دست ايشونه و ... بابا يعني بنده هم بايد بعد از دستغيب و نوري زاد به جرگه توابين ! بپيوندم ؟
الف : چرا شلوغش مي كني من كي اينجوري حرف زدم ؟ حالا كه گفتي بذار دستغيب رو بگم . مگه طبق قانون اساسي وظيفه خبرگان نظارت بر حسن انجام وظايف رهبري نيست ؟ پس چرا اين بدبخت دو تا كلمه انتقاد كرد اين همه كيهان و جوان و وطن امروز جنجال كردند ؟
ب : اولا خود ايشون به بقيه گفتند جنجال نكنند و از خبرگان خواهش كردند طرح بررسي مجدد صلاحيت دستغيب كه فقط 20 امضا لازم داشت و براش 26 امضا جمع شده بود از دستور خارج كنند ،ثانيا حرفهاي آقاي دستغيب بيشتر بوي توهين ميداد تا انتقاد ، ثالثا شما كه به دموكراسي معتقدي چرا نميگي اكثريت قاطع خبرگان از رهبري تقدير كردند ؟ حتما هركي مثل مرجع تقليد شما از نظام بد نگه ميشه جيره خور حكومت . راجع به دستغيب هم البته ميدونم چي ميخواي بگي اما اگه اينكار رهبر حتي براي ظاهر سازي باشه در ادبيات سياسي اسمش اخلاق سياسيه . از اين گذشته من خودم خيلي جاها به كيهان و بقيه روزنامه هاي اصولگرا انتقاد دارم . اصلا مشكل تو با ايشون چيه ؟
الف : ببين من هيچ مشكلي با شخص ايشون ندارم چون اصلا از خصوصيات شخصي ايشون اطلاعي ندارم اما حرفم اينه تو اداره كشور خوب عمل نكردند
ب :يعني جدا توقع داشتي تو كشوري كه اصولگرا و اصلاح طلبش عليرغم تعارفاتشون از رهبري حرف شنوي ندارن بهتر از اين مديريت بحران انجام بشه ؟ واقعا تو دنيا كدوم رهبر حكومتي اينقدر از خودش هزينه ميكنه ؟ و انقدر از به ظاهر طرفداران خودش انتقاد ميكنه ؟
الف : مثلا ؟
ب : مثلا مگه ايشون حادثه كوي دانشگاه رو محكوم نكردند و گفتند اگر به اسم حمايت از رهبري هم باشه ديگه بدتر
كي بود براي اولين بار به مسولين دستور پيگيري قضاياي كهريزك رو داد ؟ البته اگه بخواي تحت پارادايم انكار صداقت كلي حكومت بحث كني و تمام حركات نظام رو همنوا با آمريكا و اسرائيل فريبكارانه بدوني باب بحث خود به خود بسته ميشه
الف : بابا انقدر تيكه ننداز . من اگه از ادوار تحكيمي ها جدا شدم به خاطر اين بود كه نمي خواستم مثل بعضي هاشون دچار تصلب شرايين فكري بشم اما مگه نخونديم كه وقتي سيستمي جواب نده مسوليتش با مديريشه ؟
ب : خوش انصاف كدوم مدير ؟ مديري كه نيروهاش از شدت علاقه بهش اگه بگه ماست سياهه ميگن سياهه اما اين همه فرياد ميزنه اعتدال ، جنبش نرم افزاري ، توليد علم و هزار تا راهبرد ديگه اما كسي گوشش بدهكار نيست . نميخوام مقايسه كنم چون اصلا قابل قياس نيست اما تو اين قضاياي اخير ياد روايتي افتادم كه حضرت صادق به كسي كه خيلي ادعاي محبت داشت امر به ورود به تنور فرمود و طرف گرخيد مشكل اينه عزيزم او سر سپرده مي خواست ما دل سپرده بوديم
الف :در هر حال تو خودت رو بذار جاي همين رفقاي ما ببين وقتي هزارتا مشكل تو مملكت هست و هيچ آينده روشني متصور نيست به زمين و زمان مشكوك نميشي ؟
ب : يادته داشتيم فيلم اعتراض رو با هم ميديديم يه جا زدم بهت گفتم اين جمله يادت بمونه ، فروتن ميگفت : اجراي بد يه عقيده دليل بر بد بودن اون عقيده نيست
الف : بابا تو هنوز هم كه كيميايي بازي ! خارج از شوخي فكر كنم بايد پروژه مون رو با موضوعي حول و حوش همين قضايا برداريم و انقلاب رو نظام رو ريشه اي بررسي كنيم و كاركردهاش رو ببينيم و آسيب شناسيش رو مو به مو انجام بديم كي ميدونه شايد من هم مدافع نظام شدم البته الان هم ضدنظام نيستم فقط يه دنيا سوال دارم
ب : ببين خوشم مياد هنوز هم هر كاري رو ريشه اي شروع ميكني من هم پايه ام و بدون كه دچار دگم نيستم مثلا ديروز يكي از بچه ها به رهبر ميتوپيد كه چرا همه پيشرفتهاي ايران رو پاي نظام مينويسه و مثلا اينكه اگه الان شاه هم بود بالاخره تعداد دانشجوها زيادتر ميشد و هزارتا چيز ديگه كه نشون ميده نظام نبايد همه پيشرفتها رو مصادره به مطلوب كنه
الف : خوب خداييش اين حرف منطقي نيست ؟
ب : چرا عزيزم البته به جز فحشهايي كه ميداد و تنها بخش حرفهاش بود كه نتونستم جواب بدم
الف : حالا چه جوابي دادي ؟
ب : هيچي گفتم اصل حرفت درسته و بخشي از پيشرفتها جبر تاريخه ولي انصافا سير تاريخ رو در نظر بگير واقعا با اون حجم مستشارها و مهندساي خارجي كه تو ايران بودند و با اينكه از ما حق توحش ميگرفتن فقط به ما ماهي ميدان نه آموزش ماهيگيري ميشد به فاصله 30 سال از عجز دز توليد سيم خاردار به ماهواره و دانش سلولهاي بنيادي و انرزي هسته اي و اين همه مدال تو المپيادهاي جهاني رسيد ؟
الف : كدوم مدالها ؟ آهان همونها كه هر كي گرفت فرار مغزها كرد ؟ فعلا بي خيال بابا حواست باشه از كوچه ما رد نشي آروم ...آروم آهان همينجا وايسا راستي شب برنامه چيه ؟
ب : هيچي ديگه ساعت 9 ميزنگم بريم يه توپي بزنيم
الف : كجا ؟
ب : همون سالن پشت پارك
الف : باشه پس منتظر تماستم
ب : حتما فعلا كاري نداري ؟
الف : نه قربانت
ب : به پدرت خيلي سلام برسون
الف : حتما . ممنون . يا علي
ب : يا علي

انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و درست به همين دليل تنها عده قليلي مي انديشند .
هنري فورد ( آغاز گر عصر اتوموبيل )