هفت شنبه 36
جمعه
امروز بعد از مدتها فرصتي شد تا به دستبوسي والدين معزز مشرف شويم .
همچنين نماز جمعه امروز كه همزمان با مراسم بزرگداشت امام خميني در حرم ايشان برگزار شد ، بسيار پر حاشيه از كار درآمد .

همين حاشيه ها باعث شد تا به دور از فضاي واحد پاس كردن ، يك بار ديگر وصيتنامه امام خميني را با مداقه فراوان مطالعه كنم و از عمق مطالب آن شگفت زده و محظوظ شوم .
شنبه
امروز براي آن كه عدالت را رعايت كرده باشيم ، مهمان والدين همسر محترمه بوديم .
همچنين امروز دومين كاروان آزادي غزه به پيشتازي كشتي راشل كوري - دختر حماسه ساز آمريكايي - به سواحل غزه رسيد و در آبهاي آزاد به محاصره نيروهايي صهيونيست درآمد .

يكشنبه
امروز كلا گرفتار تعميرات جزيي در منزل بودم .
دوشنبه
امروز مجددا مهمان دندان پزشك محترم بودم و جراحي مذكور چنان دردآور بود كه بخت حضور در فوتبال هفتگي با همكاران محترم را از دست بدهم .
شب نيز ميزبان دوستان عزيزي بوديم .
سه شنبه
اتفاق عجيب و خارق العاده امروز اين بود كه در اثر اختلال سيستم ها در محل كار براي چند ساعت امكان ارائه خدمات را نداشتيم و بنده نهايت سوءاستفاده را بردم و اندكي كمبود خوابم را جبران كردم ! ![]()
نيز آلبوم مايه ناز از جديدترين كارهاي سالار عقيلي را گوش دادم .

همچنين مطالعه يك كتاب بي نظير را به پايان رساندم : فوتبال عليه دشمن . نوشته سايمون كوپر و ترجمه عادل فردوسي پور . اثر تحقيقي و عميقي كه نويسنده با حضور در نقاط مختلف جهان نقش فوتبال در تحولات اجتماعي و سياسي را بررسي كرده است .

چهارشنبه
امروز جديدترين اثر سالار عقيلي را گوش دادم : عاشقي .

و چون آخرين تمرين قبل از مسابقات بر پا بود به هر نحو ممكن خودم را به تمرين رساندم .
و اينكه در شوراي امنيت - امنيت ؟!- سازمان ملل قطعنامه اي جديد بر عليه ايران تصويب شد .
و در نهايت در آخر شب شاهد پخش فيلم مخمصه از شبكه يك بوديم . فيلمي بي نظير و از شاهكارهاي تاريخ سينما با رويارويي خاطره انگيز دو غول بازيگزي : رابرت دونيرو و آل پاچينو .

پنجشنبه
امروز اولين آزمون ترم جديد كلاس زبان را گذراندم البته ناپلئوني ! ![]()
سپس در حلقه دوستان كلاس مهر حضور يافتم .
و در نهايت براي شب نشيني مهمان دوستان بودم كه تا سحر ادامه داشت .
دوستان عزيزم را به حضرت او مي سپارم .
جمله هفته :
چانگ تزو فيلسوف چين باستان خواب ديد كه پروانه است و هنگامي كه از خواب برخاست ، نمي دانست كه خواب ديده پروانه بوده يا اكنون پروانه اي است كه خواب مي بيند انسان شده است و تا آخر عمر در اين حيرت به سر برد ... ![]()
خورشيد عالم تاب
خورشيد عالم تاب را انكار كردن مشكل است او را ولي با چشم سر ديدار كردن مشكل است
بايد به نور روي او چشم حقيقت باز كرد بي نور او هر خفته را بيدار كردن مشكل است
خورشيد بي همتا بود در نور و زيبايي ولي تشبيه زيبايي او با يار كردن مشكل است
گر غايب است از ديده ام جور و جفا از يار نيست خود را عيان در حلقه اغيار كردن مشكل است
اي مدعي منعم مكن كين عاشق دلخسته را از يار غايب از نظر بيزار كردن مشكل است
خواهم من اين ديوار هجرت را به آهي بشكنم چون زندگي در سايه ديوار كردن مشكل است
خود كن تلاشي از پي آماده سازي دلت چون دل تهي از حب غير يار كردن مشكل است
كن پاك لوح سينه را از جور و كين اين را بدان با سينه چركين خيال يار كردن مشكل است

او