هفت شنبه 35
سلام بر مونسان مخلص و جليسان بلامجلس .
جمعه
شكر خدا والده مكرمه به سلامتي از سفر بازگشتند .
شنبه
كار سنگين و كار و كار و كار ...
يكشنبه
امروز فرصتي بود تا به بهانه جلسه اي كه با دوستان داشتم دوباره شرف ياب حضور در موسسه بشوم
تيم فوتسال ايران نيز در رقابتهاي آسيايي از قهرماني خود دفاع كرد

و نيز تيم بسكتبال مهرام باز هم در رقابتهاي باشگاههاي آسيا به قهرماني رسيد .

و برنامه ديروز ، امروز ، فردا با حضور حجه الاسلام رحيميان .

دوشنبه
به قول علي حاتمي : به مرگ نزديكيم و از خدا دور ... خبر فوت يكي از دوستان جوان و بچه هياتي هاي مخلص دوباره به يادمان آورد كه ما همه مسافريم .
و نيز فاجعه انساني حمله صهيونيستها به كاروان آزادي غزه در آبهاي آزاد .

و ديگر آنكه به اصرار مسئولين تيم فوتبال اداره مجبور شدم پس از 7 سال به آغوش چمن سبز برگردم .
و برنامه ديروز ، امروز ، فردا با حضور دكتر تونو از اندونزي و دكتر حاجتي .

سه شنبه
نا پرهيزي و تمرين سنگين بعد از چند سال ما را به ميهماني بستر بيماري فرستاد .
چهارشنبه
امروز جلسه اي شغلي داشتيم با حضور مقامات عاليرتبه و طبق معمول تكراري و ناكارآمد .
ديروز ، امروز ، فردا : حجه الاسلام حسينيان و داستان استعفاي پرحاشيه او .

پنجشنبه
شرف عالم كائنات و سر ا... المستتر و ليله القدر خلقت به نشئه ناسوتي سفر نمودند ... تبريك بر تمام ذرات خلقت . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و كلاس زبان .
و باز هم زيارت جناب دندانپزشك ... فكر كنم نيمي از اين هفته را در جستجوي سلامتي بودم . الحمد لله علي كل حال ...
و برنامه عجيب ديروز ، امروز ، فردا با حضور سعيد حداديان و صادق آهنگران .
جمله هفته : ( البته بنده اظهار نظر نمي كنم ) : ناپلئون بناپارت :
براي موفقيت سه چيز لازم داريد : پول ، پول و پول .
آيا به تو دل بندم ؟
اي سرو روان من ، اي راحت جان من اي جان و جهان من ، آيا به تو دل بندم ؟
تو خار مغيلاني ، تو رنج غريباني تو دشمن رنداني ، آيا به تو دل بندم ؟
تو عشق دروغيني ، تو چون بت رنگيني تو بي دل و بي ديني ، آيا به تو دل بندم ؟
تو همچو زليخايي ، خودبيني و خورايي تو مظهر اعدايي ، آيا به تو دل بندم ؟
تو بي خبر از آهي ، تو غصه جانكاهي خون دل من خواهي ، آيا به تو دل بندم ؟
تو جان مرا دردي ، تو ناله دل سردي تو كينه بياوردي ،آيا به تو دل بندم ؟
تو آن بت خونخواري ، بر دل تو چو زنگاري از عشق تو بيزاري ، آيا به تو دل بندم ؟
با اين همه بد كردن ، اين سوز بياوردن اين داغ به پا كردن ، آيا به تو دل بندم ؟
تو ديو پريرويي ، صياد هر آهويي ظالم تو چه مي گويي ؟آيا به تو دل بندم ؟

و ... او